تبلیغات
حکمت مطهر



-قدر مسلم این است كه بشر عشق را ستایش می‏كند ، یعنی یك امر قابل‏ ستایش می‏داند ، در صورتی كه آنچه از مقوله شهوت است قابل ستایش نیست‏ . مثلا انسان شهوت خوردن یا میل به غذا كه یك میل طبیعی است دارد . آیا این میل از آن جهت كه یك میل طبیعی است هیچ قابلیت تقدیس پیدا كرده‏ ؟ تا به حال شما دیده‏اید حتی یك نفر در دنیا بیاید میلش را به فلان غذا ستایش كند ؟ عشق هم تا آنجا كه به شهوت [ جنسی ] مربوط باشد ، مثل‏ شهوت خوردن است و قابل تقدیس نیست ، ولی به هر حال این حقیقت ، تقدیس شده است و قسمت بزرگی از ادبیات دنیا را تقدیس عشق تشكیل‏ می‏دهد .(کتاب فطرت شهید مطهری(ره) ص۹۵)

2-حجاب و شرافت زن

شرافت زن اقتضا می کند هنگامی که از خانه بیرون می رود متین و سنگین و باوقار باشد ، در طرز رفتار و لباس پوشیدنش هیچگونه عمدی که باعث تحریک و تهییج شود به کار نبرد ، زباندار لباس نپوشد ، زباندار راه نرود ، زباندار و معنی دار به سخن خود آهنگ ندهد . ( از کتاب مساله حجاب )

3-صراط مستقیم در مورد فعالیت زن در اجتماع

صراط مستقیم باریك‏ است،كمی از این طرف برویم پرت می‏شویم ، كمی از آن طرف برویم هم پرت‏ می‏شویم ، اندكی به نام عفت و عصمت و پاكی ، زن را بكشانیم به گوشه‏ صندوقخانه ها ، پرت شده ایم ، یك ذره به نام دخالت خانمها در اجتماعات و فعالیتها حریم (  در " مسئله حجاب " این حدود كاملا مشخص شده ) را بشكنیم نیز از آن طرف افتاده ایم‏ شركت ملازم با اختلاط نیست شركت ملازم با نوعی التذاذ جنسی از یكدیگر بردن نیست........منطق اسلام یك منطق معتدل است .(از کتاب پیرامون جمهوری اسلامی)


آثار

  • آیینه جام
  • اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب
  • آزادی معنوی
  • اسلام و مقتضیات زمان (۲ جلد)
  • آشنایی با علوم اسلامی (۳ جلد: منطق و فلسفه، کلام و عرفان و حکمت عملی، اصول فقه و فقه)
  • آشنایی با قرآن (فعلا ۱۱ جلد)
  • شرح اصول فلسفه و روش رئالیسم علامه طباطبایی (۵ جلد)
  • امامت و رهبری
  • امدادهای غیبی در زندگی بشر
  • انسان در قرآن
  • انسان کامل
  • انسان و ایمان
  • انسان و سرنوشت
  • بیست گفتار
  • پاسخهای استاد به نقدهای کتاب مساله حجاب
  • پیامبر امی
  • پیرامون انقلاب اسلامی
  • پیرامون جمهوری اسلامی
  • تعلیم و تربیت در اسلام
  • تکامل اجتماعی انسان
  • توحید
  • جاذبه و دافعه علی
  • جامعه و تاریخ
  • جهاد
  • جهان‌بینی توحیدی
  • حرکت و زمان در فلسفه اسلامی (۲ جلد)
  • حق و باطل
  • حکمت‌ها و اندرزها
  • حماسه حسینی (۳ جلد)
  • خاتمیت
  • ختم نبوت
  • خدمات متقابل اسلام و ایران
  • داستان راستان (۲ جلد)
  • درسهای الهیات شفا (۲ جلد)
  • ده گفتار
  • زندگی جاوید یا حیات اخروی
  • سیری در سیره ائمه اطهار
  • سیری در سیره نبوی
  • سیری در نهج‌البلاغه
  • شرح مبسوط منظومه (۴ جلد)
  • شرح منظومه (۲ جلد)
  • شش مقاله (الغدیر و وحدت اسلامی)
  • شش مقاله (جهان بینی الهی و جهان بینی مادی)
  • عدل الهی
  • عرفان حافظ (تماشاگه راز)
  • علل گرایش به مادیگری (به ضمیمه ماتریالیسم در ایران)
  • فطرت
  • فلسفه اخلاق
  • فلسفه تاریخ (۲ جلد)
  • قیام و انقلاب مهدی (به ضمیمه شهید)
  • لمعاتی از شیخ شهید
  • مساله حجاب
  • مساله ربا (به ضمیمه بانک و بیمه)
  • مساله شناخت
  • معاد
  • مقالات فلسفی (۳ جلد)
  • نبوت
  • نظام حقوق زن در اسلام
  • نظری به نظام اقتصادی اسلام
  • نقدی بر مارکسیسم
  • نهضت‌های اسلام صد ساله اخیر
  • وحی و نبوت
  • ولاها و ولایت‌ها

پانویس

1. ↑ عرفان مطهری، روزنامهٔ ایران، ۱۳ اردیبهشت ۸۶، صفحهٔ «آیینه»
2. ↑ سایت روزنامه همشهری
3. ↑ متن سخنان مطهری راجع به آیین چهارشنبه‌سوری (فارسی). وب‌گاه iranglobal.info. بازدید در تاریخ ۲۱ ژانویه ۲۰۱۰.
4. ↑ علی عباسپور تهرانی فرد

کتابهای شهید مطهری، زندگینامه شهید مطهری، تصاویر شهید مطهری، استاد مطهری، استاد مرتضی مطهری، کتابهای مرتضی مطهری، Morteza Motahari، سایت رسمی استاد مطهری، سایت رسمی شهید مطهری، کتابهای شهید مطهری، کتابهای استاد مطهری، کتابهای مرتضی مطهری

بذری كه سید جمال در جهان اسلام كاشت



به گزارش پایگاه اینترنتی شهید مطهری (motahari.ir) اخیرا درباره شخصیت و رویکرد انقلابی سیدجمال الدین اسدآبادی حرف و حدیث های فراوانی شکل گرفته است. در بعضی منابع سیدجمال الدین اسدآبادی، مامور دولت انگلیس و فراماسون و در خدمت منافع انگلیس معرفی شده است. در نقطه مقابل منابع دیگری او را حامی منافع و یا مامور دولت روسیه و بر ضد منافع بریتانیا معرفی کرده اند*.
 
در نقطه مقابل این انگ زنی ها، بسیاری از او با عنوان آغازگر نهضت بیداری اسلامی در سده های اخیر نام می برند. سید جمال الدین اسدآبادی اولین متفکر مدرن و فعال اجتماعی بود که نسبت به بیماریهای اجتماعی جوامع مسلمان و ضعف های موجود در آن هشدار داد و در مقابل قدرت های غربی اسلام گرایی را ترویج کرد.
 
شهید مطهری یکی از مدافعان اندیشه های سیدجمال الدین اسدآبادی است که در کتاب «بررسی اجمالی نهضت های اسلامی در صدساله اخیر» صفحات 17 تا 38 تأثیر اندیشه های او را بر انقلاب های سده اخیر بررسی کرده و شرح مبسوطی نیز در تأثیر اندیشه های سیدجمال بر انقلاب اسلامی آورده است. متن زیر خلاصه این فصل از کتاب است که می خوانید:
 


سیدجمال، آغازگر بیداری اسلامی



مترجم قرآن کشورمان با اشاره به خاطره آشنایی خود با استاد شهید مطهری اظهار کرد: زمانی که داستان «طاغوت» را می نوشتم، ایشان بر استفاده از آیات قرآن تأکید داشت و حتی آیاتی از قرآن کریم را می نوشت تا در داستانم از آنها استفاده کنم.

به گزارش پایگاه اینترنتی شهید مطهری، محمود حکیمی، نویسنده و مترجم قرآن، در گفت و گو با ایکنا خاطراتی از زندگی اش درباره آغاز نویسندگی و آشنایی با استاد شهید مطهری بیان کرده است که در ادامه می خوانید.

محمود حکیمی با بیان اینکه در آن دوران حوزه علمیه قم چهار مجله دینی منتشر می کرد، می گوید: این مجله ها شامل «مکتب اسلام»، «نسل نو»، «نسل جوان» و «پیام شادی» بودند. «مکتب اسلام» زیر نظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی به چاپ می رسید. یک روز نامه ای از آیت الله العظمی مکارم شیرازی به دستم رسید که از من خواسته بود در مجله «نسل جوان» داستان بنویسم.داستان های «نقابداران جوان» را از سال 1348 یا 1349 برای آن مجله نوشتم که در شمارگان مجله خیلی مؤثر افتاد.

نویسنده داستان «طاغوت در جزیره ای دورافتاده» اظهار کرد: برخی از این مجلات بعد از انقلاب دیگر منتشر نشدند، اما همچنان در «مکتب اسلام» می نویسم و چهار سال قبل داستان «در جست وجوی حقیقت» را در هفده شماره نوشتم که در قالب کتاب منتشر شد. پس از آن «بازگشت به قرآن» را نوشتم که آن هم داستان است و البته هنوز چاپ نشده و آخرین داستانم هم «بانگ بیداری» نام دارد که هنوز به چاپ نرسیده است.
حکیمی در ادامه به نهضت امام خمینی(ره) اشاره کرد و با بیان اینکه از همان دوران با شهید آیت الله سعیدی آشنا شدم، افزود: شیوه مبارزه را از ایشان آموختم. این شهید بزرگوار فوق العاده شجاع بود و بعدها توسط رژیم دستگیر شد و به شهادت رسید.
قیام 15 خرداد، با میدان خراسان و هیئت های مذهبی آن گره خورده است
نویسنده کتاب «راه بازرگان» ادامه داد: تاریخ واقعه 15 خرداد سال 42 با میدان خراسان و هیئت های مذهبی اطراف آن پیوند دارد. از دوازدهم خرداد که همزمان با هفتم یا هشتم محرم آن سال بود، جمعیت از مسجد «حاج ابوالفتح» حرکت خود را آغاز کردند؛ همچنین در خاطرم هست که وعاظ مسجد «آذربایجانی ها» بسیار شجاعانه به مبارزه برخاسته بودند و مردم را به شرکت در راهپیمایی ها تشویق می کردند.
حکیمی گفت: در روز پانزدهم جمعیت عظیمی از میدان «شوش»، خیابان «ری» و خیابان «شهباز»(هفدهم شهریور) حرکت کردند و ما نیز از بازار به سمت میدان «مولوی» و میدان «قیام» به راه افتادیم تا به خیابان «هفدهم شهریور» رسیدیم و آن زمان بود که شاهد راهپیمایی های مردمی و تیراندازی های عوامل رژیم ستم شاهی بودم.

تأثیر عمیق قیام 15 خرداد در داستان نویسی «حکیمی»
وی با بیان اینکه در آن زمان شدت مبارزات خیلی شدید شده بود و همین موضوع در زندگی من خیلی مؤثر افتاد، اظهار کرد: اندیشه «انقلاب اسلامی» از همان زمان در وجود من پا گرفت. از سال 1347 و 1348 که بیشتر داستان انقلابی می نوشتم، تأثیر این اتفاق بیشتر در آثارم خودنمایی می کرد. همچنین از سال 47 ـ 52 در مجله «مکتب اسلام» در خیابان خیام فعال بودم.
این نویسنده کودکان و نوجوانان عنوان کرد: آن زمان داستانی به نام «سوگند مقدس» را می نوشتم که به مبارزات مردم استعمارزده آفریقایی می پرداخت. نکته این داستان آن بود که مردم آن دیار به نام «قرآن» قسم خورده بودند تا به مبارزه بپردازند. آن زمان استاد شهید مطهری در دانشگاه الهیات تدریس می کرد که در چهارراه سرچشمه واقع بود و بعد از انقلاب به مرکز حزب جمهوری اسلامی تبدیل و بعدها معراج شهدای این حزب شد.
مقالات شهید مطهری را به قم می بردم

حکیمی گفت: اولین دیدارم با شهید مطهری در انجمن اسلامی مهندسین به وقوع پیوست که مرحوم بازرگان در آن سخنرانی می کرد و گاهی نیز انجمن اسلامی از شهید مطهری برای سخنرانی دعوت می کرد که این موضوع به سال 42 یا 43 باز می گردد. البته شهید مطهری در ایام محرم در مسجد جامع بازار بزازها و آقا سید عزیزالله سخنرانی می کرد، من نیز از جلسات سخنرانی ایشان یادداشت بر می داشتم.

وی ادامه داد: شهید مطهری در مجله «درس هایی از مکتب اسلام» هر ماه مقاله ای درباره بررسی نهج البلاغه را با عنوان «سیری در نهج البلاغه» ارائه می کرد. من نیز هر ماه به دفتر وی می رفتم و مقاله ایشان را می گرفتم و خودم به قم و دفتر تحریریه مجله می بردم. آن زمان من خیلی جوان بودم و شهید مطهری فکر نمی کرد «داستان سوگند مقدس» را من نوشته باشم. استاد مطهری می دانست که نام من «حکیمی» است و تلفن می زد و آماده بودن مقاله را برای انتقال به قم، خبر می داد. یک بار استاد شهید مطهری از من پرسید: «این مقالات را خودتان به قم می برید؟» گفتم: «بله».
حکیمی افزود: شهید مطهری از من خواست به «آقای محمود حکیمی» که داستان «سوگند مقدس» را می نویسد بگویم که داستانش خیلی جالب است و بر وی تأثیر گذاشته. من بی اختیار تبسم کردم. وی گفت: «من چیزی نگفتم که شما تبسم کنید.» گفتم محمود حکیمی خودم هستم. شهید مطهری یک صندلی کنار خود قرار داد و گفت: «خود شما می نویسید؟ فکر نمی کردم این داستان با این محتوای خوب را یک جوان مثل شما نوشته باشد.» ملاقات آن روز بیش از نیم ساعت به طول انجامید.
خوشحالی شهید مطهری از بیان مطالب دینی با زبان شخصیت های داستانی

این نویسنده عنوان کرد: داستان «طاغوت» را شروع کردم که مورد توجه بسیار وی قرار گرفت و اعتقاد داشت که یک نظام طاغوتی به خوبی در این داستان ترسیم شده است؛ البته شهید مطهری تأکید داشت که باید بیشتر از آیات قرآن در داستان ها استفاده کنم، حتی گاهی آیات مورد نظر خود را برای من می نوشت. این ارتباط ادامه داشت تا اینکه شهید مطهری به دست گروهک فرقان به شهادت رسید.

وی با بیان اینکه شهید مطهری در آن دیدار من را خیلی تشویش کرد، ادامه داد: شهید مطهری به من گفت: «خیلی خوشحالم که می توانی مطالب دینی را از زبان کاراکتر های داستانت بیان کنی. داستانت خیلی مؤثر است.» سپس کتاب «داستان راستان» خود را به من هدیه داد.

حکیمی اظهار کرد: از سال 52 به قم رفتم و درس حوزه می خواندم و همزمان تدریس هم می کردم. استاد مطهری هر ماه، پنج یا شش جلسه برای سخنرانی و تدریس به قم می آمد و در دیدارهایی که داشتیم، خیلی من را مورد تشویق قرار می داد.



زهرا وصیت کرده بود: «على جان! خودت مرا غسل بده و تجهیز و دفن کن. شب مرا دفن کن، نمی خواهم کسانى که به من ظلم کرده اند در تشییع جنازه من شرکت کنند».

به گزارش پایگاه اینترنتی شهید مطهری، در ادامه بخشی از سخنرانی شهید مطهری را که در ایام فاطمیه سال 1396 هجرى قمرى مطابق با فروردین 1354 هجرى شمسى در مسجد جامع بازار تهران ایراد شده است می خوانید. این سخنرانی به انضمام چند سخنرانی دیگر در کتاب سیری در سیره نبوی آمده است.

مصیبت زهرا بر على فوق العاده سخت و دشوار است. حضرت زهرا حالشان نامساعد بود و در بستر بودند. على علیه السلام بالاى سر زهرا نشسته بود. زهرا شروع کرد به سخن گفتن. متواضعانه جمله هایى فرمود که على علیه السلام از این تواضع فوق العاده زهرا رقّت کرد و گریست. مضمون تعبیر حضرت این است: على جان! دوران زندگى ما دارد به پایان می رسد، من دارم از دنیا می روم، من در خانه تو همیشه کوشش کرده ام چنین و چنان باشم، امر تو را همیشه اطاعت کنم، من هرگز امر تو را مخالفت نکردم، و تعبیراتى از این قبیل. آنچنان على را متأثر کرد که فوراً زهرا را در آغوش گرفت، سر زهرا را به سینه چسبانید و گریست: دختر پیغمبر! تو والاتر از این سخنان هستى، تو والاتر از این هستى که اساساً گفتن این سخنان از سوى تو صحیح باشد؛ یعنى چرا اینقدر تواضع می کنى؟! من از این تواضع تو ناراحت می شوم. محبت فوق العاده اى میان على و زهرا حکمفرماست که قابل توصیف نیست، و لهذا می توانیم بفهمیم که تنهایى على بعد از زهرا با على چه می کند. فقط چند جمله اى را که خود مولاى متقیان على علیه السلام روى قبر زهرا فرمود که جزء کلمات ایشان در نهج البلاغه است عرض می کنم.

زهرا وصیت کرده بود: «على جان! خودت مرا غسل بده و تجهیز و دفن کن. شب مرا دفن کن، نمی خواهم کسانى که به من ظلم کرده اند در تشییع جنازه من شرکت کنند». تاریخ کارش همیشه لوث است. افرادى جنایتى را مرتکب می شوند و بعد خودشان در قیافه یک دلسوز ظاهر می شوند براى اینکه تاریخ را لوث کنند، عین کارى که مأمون کرد: امام رضا را شهید می کند، بعد خودش بیش از همه مشت به سرش می زند و فریاد می کند و مرثیه سرایى می نماید، و لهذا تاریخ را در ابهام باقى گذاشته که عده اى نمی توانند باور کنند که مأمون بوده است که امام رضا را شهید کرده است. این لوث تاریخ است. زهرا براى اینکه تاریخ لوث نشود، فرمود مرا شب دفن کن. لااقل این علامت استفهام در تاریخ بماند: پیغمبر یک دختر که بیشتر نداشت؛ چرا باید این یک دختر شبانه دفن بشود و چرا باید قبرش مجهول بماند؟! این بزرگترین سیاستى است که زهراى مرضیه اعمال کرد که این در را به روى تاریخ باز بگذارد که بعد از هزار سال هم که شده بیایند و بگویند:

وَ لِاىِّ الْامورِ تُدْفَنُ لَیلًا                  

بِضْعَةُ الْمُصْطَفى وَ یعْفى ثَراها


تاریخ بگوید: سبحان اللَّه! چرا دختر پیغمبر را در شب دفن کنند؟! مگر تشییع جنازه یک امر مستحبى نیست، آنهم مستحب مؤکد، و آنهم تشییع جنازه دختر پیغمبر؟! چرا باید افرادى معدود به او نماز بخوانند؟! و چرا اصلًا محل قبرش مجهول بماند و کسى نداند زهرا را در کجا دفن کرده اند؟!.

على زهرا را دفن کرد. زهرا همچنین وصیت کرده بود: على جان! بعد که مرا به خاک سپردى و قبر مرا پوشانیدى، لحظه اى روى قبر من بایست و دور نشو که این، لحظه اى است که من به تو نیاز دارم. على در آن شب تاریک تمام وصایاى زهرا را مو به مو اجرا می کند. حالا بر على چه می گذرد، من نمی توانم توصیف کنم: زهراى خود را با دست خود دفن کند و با دست خود قبر او را بپوشاند؛ ولى این قدر می دانم که تاریخ می گوید: «فَلَمّا نَفَضَ یدَهُ مِنْ تُرابِ الْقَبْرِ هاجَ بِهِ الْحُزْنُ» «1». على قبر زهرا را پوشاند و گرد و خاک لباسهایش را تکان داد. تا آن لحظه مشغول کار بود و اشتغال به یک کار قهراً تا حدى براى انسان انصراف ایجاد می کند. کارش تمام شد. حالا می خواهد وصیت زهرا را اجرا کند، یعنى بماند. تا به این مرحله رسید، غمهاى دنیا بر دل على روآورد؛ احساس می کند نیاز به درد دل دارد. گاهى على درد دل هاى خودش را با چاه می گفت، سرش را در چاه فرو می برد. ولى براى درد دلى که در زمینه زهرا دارد، فکر می کند هیچ کس بهتر از پیغمبر نیست. رو می کند به قبر مقدس پیغمبر اکرم:

«السَّلامُ عَلَیک یا رَسولَ اللَّهِ عَنّى وَ عَنِ ابْنَتِک النّازِلَةِ فى جِوارِک وَ السَّریعَةِ اللِّحاقِ بِک. قَلَّ یا رَسولَ اللَّهِ عَنْ صَفِیتِک صَبْرى.» «2».

 

پانویس:

(1) بیت الاحزان، ص 155.

(2) نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 193.

نانوشته‏هایی از زندگانی استاد مطهری
در سنین كودكی به مكتب خانه رفته و به فراگیری قرآن و دیگر تعلیمات ابتدایی پرداخت. نقل می‏كنند كه در سن 5 سالگی، علاقه زیادی به رفتن به...
 

احسان طبری، ایدئولوگ حزب توده، كه در اواخر عمر خود، ماركسیسم را مردود اعلام كرد و به اسلام روی آورد، در مصاحبه‏ای این تغییر ایدئولوژی خود را نتیجه مطالعه آثار استاد مطهری خصوصا كتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم بیان كرد.

سیر زندگانی
در 13 بهمن ماه سال 1298 ه. ش، در قریه فریمان، در خانواده‏ای از اهل علم و تقوا كودكی دیده به جهان گشود كه نامش را «مرتضی‏» نهادند تا این نام حكایت از روش پسندیده و شیوه مرضی او در زندگی داشته باشد و بدین ترتیب بود كه زندگی «استاد مرتضی مطهری‏» آغاز شد.

در سنین كودكی به مكتب خانه رفته و به فراگیری قرآن و دیگر تعلیمات ابتدایی پرداخت. نقل می‏كنند كه در سن 5 سالگی، علاقه زیادی به رفتن به مكتب خانه از خود نشان می‏داد. در یك شب مهتابی، نزدیك صبح، به خیال این كه صبح شده است، دفتر و كتاب خود را بر داشت و به سوی مكتب خانه روان شد و چون مكتب خانه بسته بود، پشت در آن به خواب رفت. صبح زود پدر و مادر، پس از پیگیری فراوان، سرانجام او را خوابیده، در پشت در مكتب خانه می‏یابند.

در سن حدود 12 سالگی، شور و عشق و علاقه به تحصیل علوم دینی در وجودش شعله می‏كشد.

در سن سیزده سالگی به حوزه علمیه مشهد عزیمت نموده و تحصیل مقدمات علوم دینی را آغاز می‏كند. مقدمات عربی، فقهی، اصولی و منطقی را تنها از آن جهت می‏آموزد كه اینها بتوانند او را آماده بررسی سخن فیلسوفان بزرگ بنمایند. لذا مرحوم آقا میرزا مهدی شهیدی رضوی، مدرس فلسفه الهی حوزه مشهد در میان آن همه علما و مدرسین حوزه، تنها كسی است كه استاد مطهری را شیفته خود كرده و دل از دست او ربوده بود، و شاید جاذبه معنوی او و آرزوی حاضر شدن در درس وی بزرگترین مشوق و محرك او در طی كردن هر چه سریعتر علوم مقدماتی بوده است.

احسان طبری، ایدئولوگ حزب توده، كه در اواخر عمر خود، ماركسیسم را مردود اعلام كرد و به اسلام روی آورد، در مصاحبه‏ای این تغییر ایدئولوژی خود را نتیجه مطالعه آثار استاد مطهری خصوصا كتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم بیان كرد.
استاد مطهری پس از حدود چهار سال تحصیل در حوزه علمیه مشهد، در سال 1315 شمسی، عازم حوزه علمیه قم گردید.

در طی 15 سال اقامت در حوزه علمیه قم و كسب فیض از محضر اساتید بزرگ، براندوخته علمی و معنوی خود افزود و تحصیلات خود را در علوم و فنون مختلف اسلامی ارتقأ بخشید.

در سال 1331، استاد مطهری به تهران مهاجرت نموده، فصل پرفراز و نشیب دیگری از زندگی خود را آغاز نمود. فعالیت علمی ایشان از همین سال آغاز گردید. ایشان ابتدا به تدریس در مدرسه سپهسالار (مدرسه شهید مطهری كنونی) و مدرسه مروی پرداخت و تدریس وی در مدرسه مروی تا سه سال قبل از شهادتش ادامه داشت. استاد شهید از سال 1334، فعالیت علمی خود را در دانشكده الهیات و معارف اسلامی شروع نموده و كار تعلیم و تدریس را در آنجا به مدت بیست و دو سال ادامه داد.

اساتید
از عوامل مهم تكوین شخصیت‏شهید مطهری، برخورداری ایشان از اساتید مبرز و عالی می‏باشد. وی از شاگردان برجسته آیت‏الله بروجردی در فقه و اصول محسوب می‏شد و حتی قبل از مهاجرت آیت‏الله بروجردی (از بروجرد به قم)، چون ایشان را شخصیتی فرزانه یافته بود، تابستانها به بروجرد می‏رفت و از محضر ایشان بهره می‏برد.

هم چنین استاد مطهری دوازده سال تلمذ نزد امام خمینی (ره) را در تكوین شخصیت‏خود بسیار مؤثر می‏دانست. تلمذ ایشان نزد علامه طباطبایی نیز در تكوین شخصیت علمی و روحی ایشان تاثیر اساسی داشت.‌گر چه مدت تحصیل رسمی استاد نزد علامه حدود سه سال بوده است، ولی رابطه ایشان با مرحوم علامه تا زمان شهادت برقرار بوده و استاد شهید تا پایان عمر از مرحوم علامه بهره می‏برده‏اند.

یكی از فرازهای حساس این دوران كه در تكوین شخصیت روحی استاد، تاثیر به سزایی داشته است، آشنایی با عالم ربانی مرحوم حاج میرزا علی آقا شیرازی (قدس‏سره) بود كه در سال 1320، در اصفهان رخ داد.

از حوادث مهم سال 1350، در زندگانی استاد مطهری، آغاز ارتباط عرفانی ایشان با آیت‏الله سید محمد حسین تهرانی است. استاد علیرغم آن كه از نظر سن 10 سال از آیت‏الله تهرانی بزرگتر بودند، ایشان را به عنوان پیر طریقت و مربی نفس می‏شناختند و برای خودسازی از ایشان مدد می‏گرفتند و این ارتباط تا زمان شهادت استاد ادامه داشت. بدین ترتیب، بعد دیگری از شخصیت استاد كه همانا عرفان عملی و سیر و سلوك می‏باشد، آشكار می‏شود.

استاد مطهری اساتید دیگری نیز داشته‏اند، كه از آن جمله مرحوم آیت‏الله‏سید محمد محقق داماد و مرحوم آیت‏الله حجت تبریزی می‏باشند.

آثار
استاد، مقدمه و پاورقی جلد اول «اصول فلسفه‏» را در سال 1332 و شرح جلد دوم آن را نیز در سال بعد به پایان رساند. با این كه بیش از 37 سال از تالیف این كتاب می‏گذرد، گردش ایام از طراوت بیان و استحكام منطقی آن چیزی نكاسته است. جلد سوم این كتاب نیز در سالهای بعد، از چاپ خارج شد. تاثیر این كتاب در خنثی كردن تبلیغات ماركسیستی حزب توده در آن زمان و به طور كلی، تاثیر آن در نجات مبارزان از افكار مادی تا پیروزی انقلاب اسلامی و بعد از آن، بر كسی پوشیده نیست.

احسان طبری، ایدئولوگ حزب توده، كه در اواخر عمر خود، ماركسیسم را مردود اعلام كرد و به اسلام روی آورد، در مصاحبه‏ای این تغییر ایدئولوژی خود را نتیجه مطالعه آثار استاد مطهری خصوصا كتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم بیان كرد.

كتاب داستان راستان نیز محصولی از تلاشهای استاد در این سالهاست. این كتاب در سال 1339 از چاپ خارج شد و در سال 1344 از سوی كمیسیون ملی یونسكو در ایران، برنده جایزه یونسكو گردید.

در سال 1345، مقالاتی در مجله «زن روز» آن زمان بر ضد حقوق زن در اسلام منتشر شد كه عواطف مردم متدین را جریحه دار و بسیاری از خوانندگان خود را به اسلام بدبین ساخته بود. استاد شهید مقالاتی در پاسخ به آن مقالات نگاشتند و در همان مجله، در مقابل آن مقالات به چاپ رسید كه البته انعكاس خوبی نیز داشت و موجب افزایش تیراژ آن مجله گردید. بعدها آن مقالات به صورت كتاب «نظام حقوق زن در اسلام‏» درآمد.

هسته اصلی برخی از كتابهای استاد شهید مانند «عدل الهی‏»، «خدمات متقابل اسلام و ایران‏»، «جاذبه و دافعه علی (علیه‏السلام)» سخنرانی‏هایی است كه در حسینیه ارشاد ایراد شده است. هم چنین بخش اعظم كتاب «حماسه حسینی‏» و كتاب «گفتارهای معنوی‏» متن سخنرانیهای استاد در این مؤسسه است كه بعد از شهادت ایشان به چاپ رسیده است. كتابهای «علل گرایش به مادیگری‏»، «امدادهای غیبی در زندگی بشر»، «انسان كامل‏» و «سیری در نهج‏البلاغه‏» نیز در اصل سخنرانیهای ایشان در مجامع مختلف بوده‏اند.

از حوادث مهم سال 1350، در زندگانی استاد مطهری، آغاز ارتباط عرفانی ایشان با آیت‏الله سید محمد حسین تهرانی است. استاد علیرغم آن كه از نظر سن 10 سال از آیت‏الله تهرانی بزرگتر بودند، ایشان را به عنوان پیر طریقت و مربی نفس می‏شناختند و برای خودسازی از ایشان مدد می‏گرفتند و این ارتباط تا زمان شهادت استاد ادامه داشت. بدین ترتیب، بعد دیگری از شخصیت استاد كه همانا عرفان عملی و سیر و سلوك می‏باشد، آشكار می‏شود.
كتاب «انسان و سرنوشت‏» محصول درسهای ایدئولوژیك استاد در هیئت‏های مؤتلفه اسلامی است كه در هدایت مبارزه در صراط مستقیم اسلام و دفع شبهات در زمینه سرنوشت و قضا و قدر تاثیر زیادی داشته و مقدمه آن تحت عنوان «عظمت و انحطاط مسلمین‏» بسیار پربار و راهگشا و دارای بار اجتماعی و سیاسی است. كتاب «مقدمه‏ای بر جهان‏بینی اسلامی‏» كه شامل 6 جلد است مقارن اوجگیری نهضت‏به رشته تحریر در آمده و در آن بسیاری از لغزشگاه‏های فكری روشنفكران مسلمان نشان داده شده است.

كتاب «نهضتهای اسلامی درصد ساله اخیر» نیز محصول دوره اوجگیری نهضت اسلامی است و در ایام فاجعه هفدهم شهریور57 انتشار یافت.

تحلیل همه آثار قلمی و زبانی استاد، فرصت زیادی می‏خواهد. همین مقدار برای این مقاله كافی به نظر می‏رسد. مهم این است كه این گونه تلاشها را هرگز نباید نادیده گرفت.

مبارزات:
الف - قبل از پیروزی انقلاب اسلامی:
به موجب ارتباط نزدیك شهید مطهری، با اقشار و طبقات مختلف جامعه، در جریان قیام 15 خرداد سال 42، ایشان در هدایت قیام مردم تهران و مرتبط كردن آن با رهبری حضرت امام خمینی (ره) نقش اساسی داشت و خود در شب 15 خرداد، سخنرانی مهیجی علیه شاه ایراد نمود كه در همان شب، دستگیر و به زندان موقت‏شهربانی منتقل و به همراه عده‏ای از روحانیون مبارز تهران و شهرستانها زندانی شد و پس از 43 روز به دنبال فشاری كه از ناحیه علما و مردم بر رژیم شاه وارد شد، به همراه سایر روحانیون آزاد گردید.

بعد از قضایای 15 خرداد و آزادی امام خمینی و استاد مطهری و سایر علما، هیئت‏های مؤتلفه اسلامی كه هسته آن همین هیئت‏های مذهبی و از نیروهای مخلص و فداكار و تابع ولی فقیه بودند، برای یاری نهضت امام خمینی ظهور كردند. این گروهها از امام درخواست چند نماینده كردند در فكر و عمل، كه تحت هدایت آنها باشند. استاد مطهری كه از قبل با این هیئت‏ها مرتبط بودند، به عنوان یكی از آن نمایندگان از سوی حضرت امام معرفی شدند.

در سال 43، حسنعلی منصور، كه به روحانیت‏بسیار هتاكی می‏كرد، توسط محمد بخارایی (از اعضای این هیئت‏ها) كشته شد. پس از دستگیری وی، گروه اقدام كننده لو رفت و ساواك پی به تشكیلات و گروه رهبری این هیئت‏ها برد و این گروه رو به انقراض نهاد.

پس از این دوران، فصل جدیدی در زندگانی و مبارزات استاد مطهری آغاز شد. از طرفی، قیام 15 خرداد سركوب شده و امام خمینی به خارج از كشور تبعید شدند و جمعیت مؤتلفه نیز منقرض شده و از طرف دیگر، رعبی از سركوب آن قیام در دل مردم افتاده بود.
شهید مطهری مردانه وارد این میدان شده، سخنرانیهای خود را در مجامع اسلامی، اعم از مساجد و انجمنهای اسلامی مهندسین و پزشكان و دانشجویان افزایش داد. موضوع این سخنرانیها به گونه‏ای انتخاب شده بود كه هر یك مشكلی از مشكلات فكری جامعه را حل و گوشه‏ای از چهره زیبای اسلام را نمایان می‏كرد.
استاد مطهری را هم چنین باید از پیشتازان مبارزه با صهیونیسم در ایران بدانیم. نطقهای آتشین ایشان علیه صهیونیسم و در دعوت مسلمانان جهت‏یاری رساندن به ملت مظلوم فلسطین، هنوز در گوشها طنین انداز است. استاد چنان كینه صهیونیستها را به دل داشتند كه در هر موقع مناسب، فریاد حق طلبانه خویش را در این باب سر می‏دادند. نطق تاریخی استاد علیه صهیونیسم، در عاشورای سال 1390 قمری، برابر با اسفند 1348 شمسی، در حسینیه ارشاد كه منجر به دستگیری ایشان شد، فراموش ناشدنی است.

بعد از قضایای 15 خرداد و آزادی امام خمینی و استاد مطهری و سایر علما، هیئت‏های مؤتلفه اسلامی كه هسته آن همین هیئت‏های مذهبی و از نیروهای مخلص و فداكار و تابع ولی فقیه بودند، برای یاری نهضت امام خمینی ظهور كردند. این گروهها از امام درخواست چند نماینده كردند در فكر و عمل، كه تحت هدایت آنها باشند. استاد مطهری كه از قبل با این هیئت‏ها مرتبط بودند، به عنوان یكی از آن نمایندگان از سوی حضرت امام معرفی شدند.
استاد شهید در دورانی كه كمتر فعالیت‏سیاسی داشت، به تالیف كتابهای بسیار مفید و ایراد سخنرانیها و كنفرانسها در مساجد و دانشگاهها می‏پرداخت، این گونه تلاشها را هرگز نباید نادیده گرفت و مبارزه را صرفا در زندان رفتن خلاصه كرد. در شرایطی كه تبلیغات ماركسیستها و مسلمانان چپ زده بسیار گسترده بود و روز به روز جوانان مسلمان مبارز به خیل آن‏ها می‏پیوستند و هاله‏ای از ابهام آینده نهضت را فرا گرفته بود، قرار گرفتن در گوشه زندان نه تنها دردی را دوا نمی‏كرد، بلكه ضربه‏ای بود به نهضت اسلامی.

پس از هجرت رهبر گرانقدر انقلاب اسلامی به پاریس، استاد با ایشان ارتباط مستمر داشت و به قول جناب حجة‏الاسلام آقای هاشمی رفسنجانی، در یكی از مصاحبه‏های تلویزیونی، مركز هدایت انقلاب در داخل كشور و هماهنگی آن با رهبری حضرت امام (ره)، منزل استاد مطهری بود. ایشان برای تبادل نظر درباره مسائل مربوط به انقلاب اسلامی با حضرت امام، چند ماه قبل از پیروزی نهضت‏به پاریس سفر كرد و با ایشان ملاقات نمود. در همین سفر بود كه استاد از سوی امام (ره) مسؤول تشكیل شورای انقلاب اسلامی گردید و غیر از چند نفر كه عضویت آن‏ها در همان جا مورد تایید امام بود، بقیه افراد شورا بعد از مراجعت استاد به تهران تعیین و به امام (ره) پیشنهاد و از سوی ایشان پذیرفته شدند و بعدا موجودیت «شورای انقلاب اسلامی‏» از سوی حضرت امام، در مراسمی كه در دانشگاه تهران با حضور مردم برقرار شد، اعلام گردید.
و بالاخره هنگامی كه هواپیمای حامل حضرت امام (ره) در فرودگاه تهران به زمین نشست، حضرت امام (ره) قبل از پیاده شدن از هواپیما، استاد مطهری را خواستند و پس از آن كه كاملا از اوضاع و احوال كشور آگاه شدند و در جریان برنامه‏ها قرار گرفتند، از هواپیما پیاده شدند.

ب - بعد از پیروزی انقلاب اسلامی:
به هر حال انقلاب اسلامی ایران، در روز 22 بهمن سال 57، پیروز شد. اولین جمله گوینده رادیو این بود كه «این صدای انقلاب ایران است‏». استاد مطهری بر آشفت كه باید بگویند: «انقلاب اسلامی‏».

پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز استاد مطهری، هم چون گذشته، مشاوری دلسوز و مورد اعتماد برای حضرت امام بود و به طور تمام وقت، در مدرسه علوی، در كنار ایشان حضور داشت و در انتصابها و غیره اظهار نظر می‏كرد، از جمله انتصاب مسؤول كمیته انقلاب اسلامی به پیشنهاد ایشان انجام شد. به همین جهت، استاد مطهری در جلسات اول تاسیس كمیته انقلاب اسلامی حضور پیدا می‏كرد و می‏توان ایشان را مؤسس این نهاد انقلابی نامید.
ایشان در تاسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز نقش اساسی داشت و وجود چنین نهادی را خصوصا با توجه به وجود گروهكهای مسلح ضد انقلاب ضروری و فوری می‏دانست.

شهادت:
استاد مطهری در روز سه شنبه، 11 اردیبهشت ماه 1358، ساعت ده و بیست دقیقه شب، توسط گروه نادان و جنایتكار فرقان به شهادت رسید و رهبر و مردم را در ماتمی عظیم فرو برد.

در بیان خسران عظیمی كه با شهادت ایشان بر اسلام و مسلمین وارد گردید، همین بس كه قسمتی از پیام سوگواری حضرت امام (ره) را نقل نماییم.

بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
این جانب به اسلام و اولیای عظیم الشان و به ملت اسلام و خصوصا ملت مبارز ایران، ضایعه اسف‏انگیز شهید بزرگوار و متفكر و فیلسوف و فقیه عالی مقام، مرحوم آقای حاج شیخ مرتضی مطهری (قدس‏سره) را تسلیت و تبریك عرض می‏كنم. تسلیت در شهادت شخصیتی كه عمر شریف و ارزنده خود را در راه اهداف مقدس اسلام صرف كرد و با كجروی‏ها و انحرافات مبارزه سر سختانه كرد; تسلیت در شهادت مردی كه در اسلام‏شناسی و فنون مختلفه اسلام و قرآن كریم كم نظیر بود.

من فرزند بسیار عزیزی را از دست داده‏ام و در سوگ او نشستم كه از شخصیتهایی بود كه حاصل عمرم محسوب می‏شد. در اسلام عزیز به شهادت این فرزند برومند و عالم جاودان، ثلمه‏ای وارد شد كه هیچ چیز جایگزین آن نیست. و تبریك از داشتن این شخصیتهای فداكار كه در زندگی و پس از آن با جلوه خود نورافشانی كرده و می‏كنند. من در تربیت چنین فرزندانی كه با شعاع فروزان خود مردگان را حیات می‏بخشند و به ظلمتها نور می‏افشانند، به اسلام، بزرگ مربی انسانها و به امت اسلامی تبریك می‏گویم. من اگر چه فرزند عزیزی كه پاره تنم بود، از دست دادم، لكن مفتخرم كه چنین فرزندان فداكاری در اسلام وجود داشته و دارد.
«مطهری‏» كه در طهارت روح و قوت ایمان و قدرت بیان كم‏نظیر بود، رفت و به ملا اعلی پیوست، لكن بدخواهان بدانند كه با رفتن او شخصیت اسلامی و علمی و فلسفی‏اش نمی‏رود. ترورها نمی‏توانند شخصیت اسلامی مردان اسلام را ترور كنند....

این جانب، روز پنجشنبه 13 اردیبهشت 58 را برای بزرگداشت‏شخصیتی فداكار و مجاهد در راه اسلام و ملت، عزای عمومی اعلام می‏كنم و خودم در مدرسه فیضیه روز پنجشنبه و جمعه به سوگ می‏نشینم. از خداوند متعال برای آن فرزند عزیز اسلام رحمت و غفران و برای اسلام عزیز، عظمت و عزت مسالت می‏نمایم.
سلام بر شهدای راه حق و آزادی
روح الله الموسوی الخمینی

اندیشه استاد مطهری

ادامه مطلب

زندگی نامه مرحله به مرحله شهید مطهری

ادامه مطلب

نوشتاری که در پیش روی دارید معرفی بسیار کوتاه و اجمالی از گروهی است که به شهادت رساندن فرزندانی از اسلام ، همچون شهید بزرگوار مطهری را انجام داده است.

ادامه مطلب

زندگی نامه شهید استاد مطهری

ادامه مطلب